محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

430

مخزن الأدوية ( ط . ج )

سيّم زراوند خوش خوانند شاخ‌هاى آن باريك و دراز و برگ آن سطبر و مدور و شكوفه آن بسيار مانند شكوفه سداب و صاحب اختيارات بديعى نوشته كه اين نوع شيرين است نه تلخ و اين نوع غير مستعمل اطبا است و در خوشبوييها داخل مىنمايند . زرنب به فتح زاى و سكون را و فتح نون و باى موحده آن را رجل الجراد نامند به جهت مشابهت آن بدان و به هندى برهمى و برنبهى و سپنى نيز و قسمى را مندوك پرنى و براهمى و درخت آن را تاليس و برگ آن را كه زرنب است تاليسپتر نامند . ماهيت آن : نباتى است از برگ صعتر برّى عريض‌تر و مايل به زردى خوشبو شبيه به بوى ترنج و گل آن زرد و گياه آن كمتر از ذرعى و ساق آن مربع و مجوف و طعم آن با حدت و قوّت آن تا چهار سال باقى مىماند و منبت آن جبال فارس و آن را سرو تركستانى نامند و در هند و بنگاله نيز به هم مىرسد و بهترين آن آنست كه باريك تندبوى تازه باشد . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : ملطف و بغايت مفرح با قوّت قابضه و مقوى معده و جگر ضعيف و گرم كننده آن هر دو و قايم مقام دارچينى است و جهت تقويت اعضاى رييسه و امراض عصب و تصفيه صوت و سرفه و ضيق النفس و فواق و ازاله بلغم و تقويت هضم و زيادتى اشتهاى طعام و تحليل رياح و رفع اسهال و عسر البول و برودت مثانه و سموم نافع و عصاره تازه آن در تفريح مانند خمر است و سعوط آن با روغن گل و يا با آب و روغن بنفشه جهت درد سر بارد نافع . مضر محرور المزاج و ضعيف ، مصلح آن گشنيز و جلاب نيم گرم . مقدار شربت آن : تا دو درم . بدل آن : دو وزن آن دارچينى و گويند كبابه و سليخه و گويند هيل‌بوا است . زرنباد به ضم زاى و را و سكون نون و فتح با و الف و دال مهمله در مكه مشرفه مشهور به عرق الكافور و به هندى كچور نامند . ماهيت آن : بيخى است تندبو و با عطريت و ظاهر آن اغبر و باطن آن اندك مايل به زردى و طعم آن مايل به تلخى و آنچه شيرين است و كم بو ضعيف است و دو نوع مىباشد يكى كوچك و آن بيخى است از زنجبيل بزرگتر و در بو تندتر و از آن اندك رايحه كافور آيد و اين را درست جوش نموده خشك مىنمايند و به هندى كچور نامند و دويّم بيخى است سطبر و اندك بلند و بعد از برآوردن از زمين جوش داده ورق نمود خشك مىنمايند براى آنكه زود خشك گردد و از فساد كرم خوردن محفوظ ماند و اين را به هندى نركچور گويند و برگ آن بلند به قدر ذرعى و عريض به قدر چهار انگشت منضم شبيه به برگ زردچوبه و از برگ زنجبيل بلندتر و عريض‌تر و گل آن زرد شبيه به دسته گلى و او را ساقى از وسط درخت آن برمىآيد و بر سر آن گلهاى زرد طولانى برمىآيد و گويند سفيد و سرخ نيز مىباشد و چون بيخ آن رسيد برگ‌هاى آن رو به خشكى مىآورد و خشك مىگردد آن زمان برمىآورند و منبت آن اكثر بلاد هند و بنگاله و دكهن و زيربادات و چين است و قوّت آن تا سه سال باقى مىماند . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : مفتح سدد و مفرح و مقوى دل و دماغ و معده و موافق روح حيوانى و طبيعى و مبهى و مسمن بدن و ترياق زهر جانوران سمى و حابس قى و مدر بول و حيض و مسهل سودا و جهت سرفه بارد و بلغمى و وحشت و مواد سوداوى و خفقان و رياح رحم و زحير اطفال و به جهت تحريك باه و نعوظ و در دهان نگاه داشتن آن جهت درد دندان و صحت آن و مضغ آن جهت رفع سرفه بارد رطب مزمن و رايحه سير و پياز و شراب از دهان و ضماد تازه آن بر اورام و اوجاع بارده محلل و مسكن آنها و بر قدم بالخاصيه جهت رفع جميع علل سر و طلاى آن بر ورك جهت داء الفيل و ماليدن سفوف خشك آن جهت تحليل اورام و تسكين اوجاع بارده و بخور آن جهت گريزانيدن هوام و مورچه كه بار ديگر عود نكنند مجرب و تعليق قطعه بزرگ مقدار آن بر حقوين و كمر باعث اعاده باه مأيوسين و مصدع و زياده آن مضر دل ، مصلح آن بنفشه . بدل آن : در تفريح بوزيدان و درونج و در رفع زهرها مثل آن درونج و نيم وزن آن دانه ترنج و چهار دانگ آن طرخشقوق است و ضماد برگ تازه آن جهت رفع كلف نافع است . زرافه به ضم زاى و فتح راى مهمله مشدده و الف و فتح فا و ها به فارسى اشتر گاو پلنگ نامند جهت آنكه در ماهيت آن گفته‌اند كه گردن آن بلند مانند گردن شتر و سر آن نيز مانند سر شتر و گويند مانند سر گاو كوهى و رنگ آن رنگ آهو و منقط به سفيدى و شبيه به پلنگ و پاى آن مثل پاى گاو و شاخ آن به دستور و دست آن درازتر از پاى آن و زانو ندارد و دندان آن كوچك و دنبال آن شبيه به دنبال آهو است و آن از جمع شدن شتر ماده با گاو نر وحشى به هم مىرسد و بالجمله شكل عجيب و غريب دارد . طبيعت آن : خشك در اول و بسيار گرم .